عبدالله مستوفى
62
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
با اينكه در اينموضوع دفع دخل مقدر شما را نموده جواب سؤال مضمر را نيز دادهايم معهذا دولت ايران را هميشه ديوانه فرض كرده ؛ و تصور مينمائيم با داشتن همهگونه مأمور و مستخدم داخلى و نداشتن هيچگونه احتياج براى مصارف خود باستقراض خارجى ميخواهد از خارجه مستشار بياورد ، يا پول قرض كرده در راه مخارجى كه شما كرده و ميكنيد به مصرف برساند . در اين صورت جواب سؤال شما را كه : « اين كمكهاى فنى و مالى از كدام منبع خارجى تحصيل شود كه شرايط امكان و عمل را دارا بوده ، موفقيت آن با استقلال مملكت مشكوك نباشد ؟ » مىگوئيم اگر پول و مستشار ماليه را از امريكا و مستشارهاى امنيه را از فرانسه ميخواستند ، و امتياز راهآهن و معدنى و صنعتى را براى رعايت سابقه و حق همجوارى بانگليس ميداديد ، آيا امكان نداشت يا عملى نبود يا باستقلال اين مملكت برميخورد ؟ ميگوئيد : « در اين باب عقايد از نقطهنظر احساسات متفاوت بوده ، طرق مختلفى براى مشى سياسى دولت ترسيم ميشد ، ولى بواسطهء دور بودن از محيط حقيقى سياسى و عجز از تميز وضعيات يا ملاحظه از اظهار عقيده ، جنبهء امكان اجراء و قابليت عمل در آنها كمتر رعايت ميشد . » در حقيقت ميخواهيد بفرمائيد از عقايد سايرين هم استفسار فرموده ، و احساسات و نظرات آنها را تحت مطالعه آورده ، و چون نظرات ديگران جنبهء امكان و عمل را فاقد بوده ، آنها را از نظر دور فرمودهايد . در صورتى كه خلاف اين فرمايش محقق بوده ، همهكس ميداند كه شما در اين موضوعات با كسى مذاكره نكرده و راهنمائى و رائى نخواستهايد بلكه برعكس مانند زنى كه از عمل نامشروع حمل برداشته باشد باختفاى آن كوشيده ، و اين بچه غول را از يكسال قبل ، يعنى تاريخ جلوس خود بر مسند رياست ، بر دل گرفتيد و تا موقع فراغت ، سيزدهم ذيقعده ، احدى را از راز درونى خود مستحضر نساختيد . مينويسيد : « هيئت دولت كه مسؤل مقدرات مملكت بوده ، مجبور بود نظر خود را بحقايق و واقعيات محدود كرده ، و از احساسات و اوهام تحققناپذير دورى جسته ، متعاقب تجربيات دهساله و تشبث به تمام وسائل متصوره ، و نتايج وخيمى كه از آن حاصل گرديد غير از خرد و دانش هادى ديگرى براى خود نپذيرد . » ما نميدانيم مسؤليت شما در نزد كيست ؟ در نزد ملت ؟ يعنى همان يك مشت مردمى كه براى نيل شما به مقام رياست ، به مساجد و مشاهد مشرفه رفته و بعد از عقد قرارداد جز هفت هشت نفر منفعتپرست باقى آنها همه از شما تبرى ميجويند ؟ در نزد پادشاه ؟ كه در وقعهء فرمان فرمائى خراسان ، حشمت و شوكت او را شكسته ، سهل است خيال داشتيد بوسيلهء كنفرانس در مدرسهء تدين كار را به جاهاى نازكتر برسانيد و امروز هم براى پيشرفت كار خود ، از تاج و تختش دور كرده ، با اوضاع مشكلى كه براى او فراهم آوردهايد روى مراجعت به مملكت خود را ندارد ، سهل است در موقعى